جستجو در


اخبار و اطلاعات

بیانیه ی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری پیرامون فجایع اخیر در بحرین

بسم الله القاصم الجبارين


قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله:«من اصبح لا يهتم بأمور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلاً ينادى يا للمسلمين فلم يجبه، فليس بمسلم»


امروز روزى است كه هر كس نداى يا للمسلمين را از سرزمين‏هاى اسلامى بشنود و پاسخ نگويد، نمى‏تواند خود را از اهل اسلام و ايمان به شمار آورد.

امروز روزى است كه حوادث دردناك و خونين شمال آفريقا، خاورميانه و به ويژه ددمنشى زمامداران بحرين، يمن و ليبى، شيرينى پيروزى قيام عليه حكام زبون و وابسته را در برخى از مناطق جهان اسلام تلخ كرده است. آيا مسلمانان حق دفاع از كيان اسلام و كشورهاى اسلامى را ندارند؟ آيا امروز روز سكوت عالمان دين است؟ و آيا امروز مى‏توان عافيت‏طلبى اختيار كرد؟

امروز روزى است كه اگر كسى فرياد هل من ناصر ينصرنى را از مسلمانان بحرين،ليبى، مصر، فلسطين و... نشنود، نمى‏تواند خود را از زمره‏ى ملسمانان متعهد بداند.

امروز روز آزمون آنانى است كه در سطح جهان خود را آزادى‏خواه مى‏دانند.

آيا هيچ آزادى خواهى مى‏تواند حمايت‏هاى خونين برخى كشورهاى وابسته منطقه از اين ددمنشى را تحمل كند؟

مسلمانان و آزادى‏خواهان راستين در سطح جهان، اين روزها با اخبار جگرسوز و دلخراش سركوب خونين مسلمانان بحرين، مواجه‏اند. تاسف‏بارتر اين كه، اين واقعه‏ى خونين، با دخالت غيرمشروع نيروهاى سركوب‏گر خاندان آل سعود و آل نهيان، همراه است. در كجاى جهان، سركوب مردم مظلوم يك كشور توسط نيروهاى بيگانه به رسميت شناخته مى‏شود؟

عجيب آن‏كه، مشروعيت بخشى به اين اقدامات، از طريق سكوت يا حمايت علماى بهره‏مند از مواهب قدرت و حكومت طائفه‏اى و بهره‏مند از رانت‏هاى نفتى، تأمين شده است. برخى از علماى مدعى آزادگى و تعلقات فرافرقه‏اى و فرامذهبى، واقعه‏ى دردناك بحرين را، به نزاعى طائفه‏اى تقليل داده و بدين شيوه، كشتار محبان اهل بيت عليه‏السلام را مشروع مى‏دانند! آيا اين شيعيان از مسلمانان نيستند؟ و امّا آنان در محضر خداى متعال چه پاسخى خواهند داشت؟

بى ترديد نمى‏توان شكوه راستين در قيام‏هاى خداباورانه و ستم سوزانه‏ى مسلمانان در كشورهاى مختلف را ناديده انگاشت و به پيروزى آنان بر كفر جهانى دل نبست.

مجلس خبرگان رهبرى به همراهى علماء اسلام و حوزه‏هاى علميه در كنار ديگر مسلمانان و آزادى‏خواهان راستين، از قيام خودجوش و دادخواهانه مسلمانان كشورهاى اسلامى عليه دولت‏هاى جائر و وابسته، و به ويژه قيام مردم مظلوم بحرين حمايت كرده و سركوب خونين آنان را محكوم مى‏كند و سكوت اثرگذاران و صاحب‏نظران و سياستمداران را حرام مى‏داند و بر لزوم ممانعت جدى سازمان‏هاى جهانى از اين رفتار ددمنشانه و دخالت‏هاى نامشروع بيگانه تاكيد مى‏كند. «وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون»


محمد يزدى                      


رييس دبيرخانه‏ى مجلس خبرگان رهبرى



متن کامل بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى در نهمین اجلاس خبرگان رهبری

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى خوشامديد آقايان محترم و خبرگان عالى‌شأن امت. و تشكر ميكنم از زحمات برادران عزيز، آقايان محترم؛ چه در ضمنِ اين اجلاس جارى، و چه در طول سال در كميسيونهاى مربوط، كه آقايان در آنجا حضور داريد و زحماتى كه كشيده ميشود. و شما را دعا ميكنيم. خداوند ان‌شاءاللَّه از شما قبول كند و توفيق و تسديد بفرمايد.

از همه‌ى آقايان تشكر ميكنيم؛ بخصوص از جناب آقاى هاشمى رفسنجانى، براى اينكه در اين اجلاس، انتظار خصمانه‌اى را كه دشمنان داشتند، خنثى كردند. آنها انتظار داشتند كه بين خبرگان امت اختلاف بيفتد؛ رقابتها به صورت رقابتهاى متعارف دنياى مادى در بيايد و مسابقه‌ى در خدمت، تبديل بشود به رقابت منفىِ در تصرف مراكز و جايگاه‌ها؛ كه اين بحمداللَّه نشد. خب، از جناب آقاى هاشمى انتظار هم همين بود؛ با توجه به سابقه‌ى عقل و احساس مسئوليتى كه در ايشان هميشه ما مشاهده كرديم. و آنچه كه انتخاب هم كرديد آقايان! انتخاب بجا و بحقى بود. جناب آقاى مهدوى شخصيت برجسته و بارزى هستند؛ هم در عالم روحانيت، هم در عالم سياست، هم در مسائل جارى كشور، در مسائل حوزه و دانشگاه، از اول انقلاب تا امروز. آنچه اتفاق افتاد، ان‌شاءاللَّه به بركت اخلاص آقايان و اخلاص شماها و عقل و تدبيرى كه انسان در رفتارها و گفتارها مشاهده ميكند، به خير اسلام و مسلمين خواهد بود؛ انتظار هم همين است.

شرائط امروز كشور، به ملاحظه‌ى مسائل منطقه، شرائط بسيار مهم و حساسى است. مسائل منطقه، مسائلى است كه ابعاد آن از متعارف مسائل جارى بكلى بيرون است. آنچه دارد اتفاق مى‌افتد، خيلى ابعاد عظيمى دارد. حالا دشمنان، سوءاستفاده‌كنان، فرصت‌طلبان بين‌المللى و مستكبران چه ميخواهند و چه خواهند كرد، بحث ديگرى است. آنچه اتفاق افتاده، دو شاخصه‌ى بسيار مهم دارد، كه اين دو شاخصه مورد آرزوى همه‌ى مسلمانان صادق و انديشه‌هاى والا در انقلاب اسلامى، در جمهورى اسلامى و در ساير نقاط عالم بوده است. اين دو اتفاق، يكى حضور مردمى است، يكى شعار اسلام. اين دو چيز، خيلى مهم است.

 حضور مردمى معنايش اين است كه ملتها با تن خودشان، با حضور شخصى خودشان در ميدانهاى مبارزه حاضر شوند و خطرات را تحمل كنند؛ مثل آن چيزى كه در ايران اتفاق افتاد. وقتى اين شد، هيچ قدرتى در مقابل اين نميتواند بايستد؛ حالا آمريكا و اينها كه سهلند. اگر همه‌ى قدرتهاى عالم هم دست به يكى شوند، در مقابل ملتى كه با همه‌ى وجود وارد ميدان شده است، نميتوانند مقاومت كنند، ايستادگى كنند. البته ميزنند، ميكُشند، خونريزى ميكنند، اما مغلوب ميشوند. همان طور كه امام در آن سالها فرمودند، خون بر شمشير فائق خواهد آمد، پيروز خواهد شد. اين اتفاق افتاده است. مردم با جسم خودشان، با وجود خودشان وارد ميدان شده‌اند؛ نماينده نفرستادند، به حرف اكتفاء نكردند؛ آن هم نه در يك كشور، در چندين كشور؛ كه زمينه‌ى آن در كشورهاى ديگر هم وجود دارد. اين يك نكته است كه خيلى مهم است. جز دست قدرت الهى، كسى قادر نيست يك چنين وضعى را به وجود بياورد. زمينه‌ها فراهم ميشود، افراد نقش ايفاء ميكنند - در اينها شكى نيست - اما اين دست قدرت خداوند است كه مالك دلهاست؛ كه «قلب المرء بين اصبعى الرّحمن». خداى متعال است كه دلها را عازم ميكند، جازم ميكند، اراده‌ها را بسيج ميكند و اين اتفاق مى‌افتد. در اين حوادث، دست قدرت خداوند محسوس است. چون دست قدرت الهى هست، بنابراين پيروزى هم در آن قطعى است.

 نكته‌ى دوم در اينها، مسئله‌ى شعار اسلام است. خب، در اين كشورها و در ديگر كشورهاى اسلامى، مردم، مردم مسلمانى هستند، جزو امت اسلامند. حتّى در آنجاهائى هم كه مظاهر اسلامى محدود بوده است، همراه با فشار بوده است، مردم مؤمنند، مسلمند و اسلام ريشه دارد؛ اين هم از خصوصيات اسلام است. در كشورهائى كه ماركسيستها هفتاد سال با همه‌ى توان سعى كرده بودند اسلام‌زدائى كنند، بمجرد اينكه رژيم كمونيستى شوروى ساقط شد، مردم بيرون آمدند؛ جوانهائى كه دوره‌ى اسلام را اصلاً درك هم نكرده بودند، شعار اسلام دادند. اين، يك خصوصيت مربوط به عمق اسلام است در دلها.

 در اينجاها هم همين جور است. البته انگيزه‌هائى وجود داشت، الان هم وجود دارد - انگيزه‌هاى ليبراليستى، شايد به نحو ضعيف‌ترى انگيزه‌هاى سوسياليستى، قوميت‌گرائى يا امثال اينها - ليكن بدنه‌ى مردم، مسلمانند و شعارها اسلامى است؛ بخصوص در كشورى مثل مصر كه آنجا اسلام خيلى عريق است، عميق است، قرآن آنجا حاكم است، محبت اهل‌بيت آنجا حاكم است.

 بنابراين، اين حادثه، حادثه‌ى عجيبى است كه دارد اتفاق مى‌افتد. هنوز هم اين حادثه در اول راه است. خب، ما حالا به عنوان جمهورى اسلامى، و ما تعداد موجود در اينجا به عنوان مسئولانى از جمهورى اسلامى، و همچنين ديگر مسئولان، وظائفى داريم؛ بايستى به اين وظائف توجه كنيم و از اين مقطع زمانى آسان نگذريم.

 يكى از چيزهائى كه بلاشك در اين حوادث مؤثر بود، الگوسازى و گفتمان‌سازى انقلاب اسلامى بود. انقلاب اسلامى براى مسلمانها الگو شد؛ اولاً با پيدايش خود، بعد با تشكيل موفق نظام جمهورى اسلامى كه توانست يك نظامى را با يك قانون اساسىِ كامل ارائه كند و آن را به كرسى بنشاند و تحقق ببخشد، و بعد ماندگارى اين نظام در طول سى و دو سال كه نتوانند به او ضربه بزنند، و بعد استحكام و تقويت هرچه بيشتر اين نظام - كه نظام جمهورى اسلامى امروز از لحاظ عمق و ريشه، قابل مقايسه‌ى با ده سال پيش، بيست سال پيش و سى سال پيش نيست - و بعد پيشرفتهاى گوناگون در اين نظام، كه پيشرفت علمى، پيشرفت فناورى و صنعتى، پيشرفتهاى اجتماعى گوناگون، پخته شدن افكار، پديد آمدن افكار نو، حركت عظيم علمى در كشور و فعاليتهاى گوناگون است. عمرانهائى كه در اين كشور شده است، در مواردى كشور را به درجه‌ى چند كشور معدود دنيا درآورده است. اينها همه حوادثى است كه اتفاق افتاده است. اينها براى ملتهاى مسلمان چيزهاى محسوسى است؛ اينها را مى‌بينند، مشاهده ميكنند. اين انقلاب آمد، نظام درست كرد، اين نظام باقى ماند، روزبه‌روز قوى‌تر شد، روزبه‌روز هم پيشرفته‌تر شد؛ اين ميشود الگو. اين الگوسازى يك گفتمانى را به وجود مى‌آورد كه آن، گفتمان هويت اسلامى و عزت اسلامى است. امروز در بين ملتهاى دنيا، احساس هويت اسلامى، قابل مقايسه‌ى با سى سال قبل نيست؛ احساس عزت اسلامى و مطالبه‌ى اين عزت، امروز قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين، اتفاق افتاده است.

 خب، طبعاً نتائجش اين است كه جبهه‌ى مخالف و جبهه‌ى مقابل شكست ميخورد. مستبدينِ فاسدِ وابسته‌اى در يك جاهائى در رأس كار بودند. خداى متعال وعده كرده است: «سيصيب الّذين اجرموا صغار عند اللَّه و عذاب شديد بما كانوا يمكرون».(1) مكرشان فايده‌اى براى آنها ندارد، بلكه به خاطر همين مكر، خداى متعال ذلت و خاك‌نشينى را بر اينها تحميل ميكند. اين اتفاق افتاده است، اين شده است، اين جلوى چشم ماست.

 اين هم يكى ديگر از آن مواردى است كه ما آيات الهى قرآن را در مقابل چشم خودمان تجربه‌اش را مشاهده كرديم؛ كه اين مال زمان ماست، اين خيلى باارزش است. آنچه را كه خداى متعال در قرآن وعده داده است، ما داريم اينها را جلوى چشم خودمان، در تجربيات خودمان مشاهده ميكنيم.

 بخش مهمى از تبليغات ضد جمهورى اسلامى، ناظر به همين جهت است؛ ناظر به اين است كه الگوسازى نشود؛ در چشم ملتهاى مسلمان، جمهورى اسلامى به صورت يك الگوى موفق درنيايد. به نظر من اين نكته‌ى بسيار مهمى است كه همه‌ى ما بايد به آن توجه كنيم. سعى دشمنان اين است كه جمهورى اسلامى به شكل يك الگوى موفق در چشم ملتها جلوه نكند؛ چون وقتى الگو پيدا شد، مردم به سمت آن حركت ميكنند؛ وقتى توفيق اين الگو دانسته شد، مردم تشويق ميشوند.

 يكى از نويسنده‌هاى مصرى در پنجاه سال قبل، شصت سال قبل در يك كتابى نوشته است كه اگر ما بتوانيم يك نقطه‌ى از دنيا را با يك حكومت اسلامى اداره كنيم، از هزاران كتاب و تبليغ براى پيشرفت اسلام اين مؤثرتر است. راست ميگويد. با اينكه الگوى ما از لحاظ انطباق با اسلام، آنجور كه ما ميخواهيم، نيست - خب، ما متأسفانه با شكل مطلوبِ تحقق اسلام خيلى فاصله داريم - اما همان اندازه‌اى كه توانستيم، توفيق پيدا كرديم، اسلام را وارد جامعه و زندگى‌مان كرديم، آثارش را داريم مشاهده ميكنيم، عزتش را مى‌بينيم، قدرتش را مى‌بينيم، پيشرفتش را مى‌بينيم، استقلالش را مى‌بينيم؛ اين را مردم دارند مشاهده ميكنند. پس آنها ميخواهند اين الگوسازى نشود؛ لذاست كه سعى ميكنند الگو را در چشم مخاطبان خراب كنند. يكى از كارهائى كه از اول انقلاب تا حالا انجام گرفته، اين است. اگر ضعفى داريم، آن ضعف را در چشمها بزرگ ميكنند؛ اگر ضعفى نداريم، آن را بدروغ به ما نسبت ميدهند؛ اين را بايد توجه داشته باشيم. يكى از كارهاى اساسى دشمن در تبليغات ضد جمهورى اسلامى، ناظر به اين معناست و همه‌ى تلاش هم براى اين است.

 خب، در تضعيف اين الگو، دو عامل به يكديگر كمك ميكنند: يك عامل، عامل درونى است؛ نقصهائى كه وجود دارد. كوتاهى‌هاى ما، كم‌كارى‌هاى ما، تنبلى‌هاى ما، مبتلاشدن ما به چيزهائى كه مضر به حركت است - مثل اختلافها، مثل كارهاى خلاف گوناگون، ميل به دنيا پيدا كردنها، به سمت دنيا كشيده‌شدنها، قدرت‌طلبى‌ها، بى‌سياستى‌ها و از اين قبيل چيزها - اينها چيزهائى است كه ناشى از وجود ماست، ما داريم اين نقصها را ايجاد ميكنيم. اين عامل درونى، به اين الگو صدمه ميزند.

 عامل ديگر، مربوط به دشمن است؛ كه همينى كه ما داريم، اين را صد برابر بزرگ ميكنند و به چشم ديگران ميكشانند؛ عيبهائى هم كه نداريم، به ما نسبت ميدهند. خب، حالا ما چه كار كنيم؟ اول بايد به آن چيزهاى درونىِ خودمان بپردازيم. اول بايستى به آن چيزى كه تقصير خود ماست، كوتاهى خود ماست، بپردازيم. اگر اين را درست كرديم، خداى متعال آن دومى را هم كفاف خواهد كرد؛ يعنى خداى متعال تبليغ دشمن را هم خنثى خواهد كرد.

 در اين «مناجات الشّاكين» كه منسوب به حضرت سجاد (سلام اللَّه عليه) است، اولين شكايت اين بزرگوار، شكايت از خودش است: «الهى اليك اشكو نفسا بالسّوء امّارة و الى الخطيئة مبادرة». بعد كه مبالغى از خود شكايت ميكند، آن وقت عرض ميكند: «الهى اشكو اليك عدوّا يضلّنى». اول شكايت از خودمان، بعد شكايت از دشمن. بايد اين را مراقبت كنيد.

 خب، حالا كى مراقبت كند؟ چگونه مراقبت كنيم؟ جوابش اين است كه در درجه‌ى اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفكران و دانشمندان و علما و كسانى كه محيطِ تأثير دارند، از رفتارهاى خودشان مراقبت كنند. همان طور كه عرض كرديم، قدرت‌طلبى است، دنياطلبى است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست كردن است،  خلاف اخلاق حركت كردن است؛ كه من در اينجا ميخواهم روى اين مسئله‌ى خلاف اخلاق حركت كردن تكيه كنم.

 فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اينكه فضا را آشفته ميكند و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد - كه امروز احتياج به اين آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگين ميكند. من ميخواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه يا حرف ميزنند، يا مينويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اينها بدانند، كارى كه ميكنند، كار درستى نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسى غلط يا يك فكر دينى غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى ميكنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد. متأسفانه بعضى اين كار را ميكنند. من بخصوص به جوانها توصيه ميكنم. بعضى از اين جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خيال ميكنند اين وظيفه است؛ نه، من عرض ميكنم اين خلاف وظيفه است، عكس اين وظيفه است.

 البته از نفوذها، از اغواهاى شيطانى دشمنان، از دخالتهاى دشمنان هم نبايد غفلت كرد. همان طور كه امام بارها ميفرمودند، گاهى اينجور افراد وارد اجتماعات پرشور و مؤمن و مخلص ميشوند و آنها را به يك سمتى و يك حركتى ميكشانند؛ از اين هم نبايد غفلت كرد؛ هم غفلتهاى ناشى از احساساتى شدن، هم ناشى از نديدن دستهاى دشمن. بنابراين من بخصوص از جوانها ميخواهم كه نگذارند اين فضاى غيبت و تهمت و فحاشى و هتاكى و شكستن حرمتها ادامه پيدا كند. وقتى كه ادامه پيدا كرد، طبعاً همان طور سرايت هم ميكند - مثل بيمارى مسرى - ناگهان مى‌بينيد مثلاً در نمازهاى جمعه كه محل خشوع و ذكر و توجه است، يك چنين چيزهائى گاهى احياناً ديده ميشود، كه غلط اندر غلط است. انسان اگر چنانچه آن خطيب نماز جمعه را قبول ندارد، خب، اصلاً پاى خطبه‌اش نمى‌نشيند، به او اقتداء هم نميكند، مى‌آيد بيرون. يا حتّى گاهى اوقات در درسها، در محيطهاى علمى و درسى از اين چيزها ديده ميشود؛ كه اينها غلط است، مضر است و مخالف مصلحت انقلاب است؛ اينها همان ضربه زدن و شكاف ايجاد كردن و تَرك‌دار كردن هيئت عظيم و شفاف و باشكوه نظام اسلامى است كه دارد با قدرت حركت ميكند و پيش ميرود.

 من به بزرگان هم نصيحتى بكنم. اين نصيحت به جوانها بود، پيرها هم محتاج نصيحتند؛ آنها هم بايد توجه كنند. مواضع درست گرفتن، حرف درست زدن، تحت تأثير خبرهاى دروغ قرار نگرفتن، اين هم وظيفه است. هزاران نفر در نظام اسلامى دارند محض رضاى خدا زحمت ميكشند و تلاش ميكنند و شب و روز خودشان را ميكُشند، براى اينكه طبق حركت اسلامى يك كارى انجام بگيرد، نظام اداره شود، وظائفِ بسيار سنگين انجام بگيرد؛ اما انسان يك خبر دروغى را بشنود، بنا كند همه‌ى اينها را زير سؤال بردن - مسئولين دولتى را، ديگران را، ديگران را - اين هم مصلحت نيست، اين هم خلاف است. هم جوانها بايد مراقبت كنند، هم پيرها بايد مراقبت كنند. ما، هم در جوانى‌مان احتياج به نصيحت داريم، هم حالا كه پير شديم، احتياج به نصيحت داريم.

 اميدواريم خداوند متعال ان‌شاءاللَّه به همه‌ى ما كمك كند تا بتوانيم اين الگوى موفق و باشكوه و بسيار باعظمت را - كه نظام جمهورى اسلامى است - حفظ كنيم و اين را ان‌شاءاللَّه همين طور به نسلهاى آينده بسپاريم و از اين جهت پيش خداى متعال سرافراز باشيم.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌


---------------------------
1) انعام: 124



بيانيه ي نهمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان رهبري «دوره ي چهارم»

(بيانيه ي نهمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان رهبري «دوره ي چهارم»)

 

أَ لَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِي السَّماءِ تُوتِي اُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِاïِذنِ رَبِّها وَ يَضرِبُ اللّهُ الاَمثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَذَكَّرُونَ

شجره ي طيبه ي انقلاب اسلامي كه به دست توانمند حضرت امام «رضوان الله عليه» در دلهاي مستضعفان جهان غرس شد، هر لحظه به اذن خدا ثمر ميدهد و پيوسته آثار اين شجره ي طيبه و فرآورده هاي هدايتگرانه ي آن شكوفاتر خواهد بود، چنانچه در آغاز سي و سومين سالگرد تولد اين حركت الهي، بخش وسيعي از جهان اسلام عليه ظلم و ستم به پا خاسته و نداي آزادي خواهي و اسلام طلبي را فرياد ميزنند.

مجلس خبرگان رهبري ضمن تبريك ايام سالگرد پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي به همه ي آزادي خواهان و به ويژه به ملت خداجو و متدين ايران در پايان نهمين اجلاس خود در ارتباط با مسايل جاري كشور نكاتي را متذكر ميشود:

1. حضور با صلابت و دشمن شكن شما مردم خداجوي و با بصيرت ايران اسلامي را در راهپيمايي 22 بهمن ارج نهاده و صميمانه تشكر مينماييم و خداوند را شاكريم كه افتخار نمايندگي كساني را داريم كه همواره با صبر و بصيرت فراگير و انقلابي خود توانستهاند پشتوانه ي عظيم انقلاب اسلامي باشند و در مقابل فتنه آفريني هاي مستمر منافقان داخلي و هجمه هاي سنگين خارجي؛ بهترين مواضع را اتخاذ نمايند. شما مردم انقلابي، با حضور ميليوني خود، در صحنه هاي مختلف، نشان داديد كه پيشاپيش بسياري از نخبگان حركت ميكنيد.

2. انقلاب اسلامي در عمر 32 ساله ي خويش، هيچگاه از دشمني مستكبران و استعمارگران نياسوده است، امّا به لطف الهي از دسيسه ها و دام هاي آنان با موفقيت رسته است. به يقين سبب اين همه موفقيت جز لطف الهي، رهبري هوشمندانه ي نظام و بصيرت و استقامت مردم، چيز ديگري نميتواند باشد. مجلس خبرگان رهبري با رصد كردن هميشگي وضعيت داخلي و خارجي نظام، هر روز بيشتر از پيش صلاحيت و شايستگي رهبري را در مديريت جامعه ي اسلامي و به ويژه در خنثي سازي توطئه هاي دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنان، مشاهده ميكند و به پاس نعمت گرانقدر مقام معظَّم رهبري، خاضعانه خداوند منان را شكرگزار است و پيوسته به انتخاب شايسته ي خود مي بالد و ضمن بيعت مجدد با معظَّم له؛ طول عمر با عزت و موفقيت رهبري عاليقدر نظام اسلامي را از خداوند منان طلب ميكند و مردم خداجوي ايران را به قدرشناسي بيشتر از اين نعمت الهي توصيه مينمايد و مسئوليت روحانيت و حوزه هاي علميه را بعد از سفر پر خير و بركت مقام معظم رهبري به استان قم و فرمايشات داهيانه ي ايشان، در راستاي تحول، رشد و بالندگي مضاعف، يادآور ميشود.

3. در موقعيت كنوني كه انقلاب اسلامي با صلابت تمام، پنجه در پنجه ي استكبار انداخته و در بخش اسلامي عربي خاورميانه و شمال آفريقا عوامل بيگانه را به خاك مذلت ميكشاند؛ همگان را به وحدت و اخلاق سياسي دعوت ميكنيم، ايجاد هرگونه اغتشاش، بي نظمي و حرمت شكني چه به عنوان برخورد با بي بصيرتان جامعه و چه براي همراهي با فتنه گران جز هم نوايي با دشمنان قسم خوردهي ملت ايران و جدايي از خيل عظيم مردم مؤمن و انقلابي، معناي ديگري نميتواند داشته باشد. به خصوص حركت مذبوحانه ي عدهاي عوامل بيگانه و خائن به وطن را كه در روز 25 بهمن ماه سال جاري اتفاق افتاد محكوم نموده و ضمن تشكر از تلاش نيروهاي امنيتي در برقراري امنيت شهروندان، از قوه ي محترم قضائيه مصرّاً خواستاريم سران فتنه گر و عوامل اصلي اغتشاش را هر چه سريعتر محاكمه و به مجازات قانوني برسانند.

4. ضمن تقدير از خدمات سه قوه و به خصوص دولت محترم در اجراي موفق برنامه ي خطير هدفمند كردن يارانه ها، دقت و احتياط در نحوه ي اجراي طرح را خواهانيم و از حسن همكاري مردم صميمانه تشكر مينماييم و موفقيت بيشتر دولت و مردم را در همه ي زمينه ها از درگاه خداوند مسألت مينماييم و به مردم شريف ايران اطمينان ميدهيم كه هدفمند كردن يارانه ها گامي اساسي در بهروزي زندگي هموطنان خواهد بود. انشاءالله.

5. همت بلند دانشمندان و نخبگان توانمند ايراني را در فتح قله هاي رفيع علم و دانش ارج مينهيم و اين موفقيتها را به آنان تبريك ميگوييم و ترور ناجوانمردانه ي برخي از دانشمندان اين عرصه را به دست عوامل مزدور موساد و سيا محكوم نموده و ضمن تبريك و تسليت شهادت اين عزيزان؛ به سران استكبار يادآور ميشويم كه با ارتكاب چنين اعمال زشتي نه تنها قادر نخواهند بود ملت فهيم ايران را از راه خود باز دارند؛ بلكه به شهادت رساندن هر يك از آنان رويشي عظيم را در علم و تقوي به دنبال خواهد داشت كه جز شرمندگي دشمنان دستاورد ديگري نخواهد داشت.


6. پيوستن موج عظيم ملتهاي مسلمان را به جنبش بيدارگرايي اسلامي، تبريك گفته و آنان را به كسب بصيرت بيشتر و صبر و استقامت در برابر دشمنان، دعوت نموده و به آنان توصيه مينماييم كه: «وَ لاتَهِنُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ اîَنتُمُ الأعلَونَ اِن كُنتُم مُومِنِينَ» و آنان را مژده ميدهيم كه: «ألا انَّ نَصرَ اللهِ قَريب» و از استكبار جهاني اكيداً ميخواهيم از مداخله در امور كشورهاي به پاخاسته ي اسلامي پرهيز كند.

7. به انديشمندان جهان اسلام يادآور ميشويم كه موقع امتحان است و آبرو و حياتتان در گرو سربلندي در اين امتحان، اين شماييد كه ميتوانيد در كنار اسلام و مردم باشيد و يا خداي ناكرده جانب حكومتگران ظالم و از خدا بيخبر را بگيريد. شرايط كنوني بهترين وقت است كه اتهام شعار «نحن مع من غلب» را از دامن خود پاك كنيد و در صف مردم قرار گيريد و خلاء رهبري را در بين آنان پر كنيد و با جمع كردن آنان زير پرچم توحيد، اجازه ندهيد عوامل استكبار ميوه ي اين حركتهاي مبارك را بچينند و يا آنان را به سمت و سوي ديگري جهت دهند.

8. ضمن تقدير و تشكر از خدمات آيت الله هاشمي رفسنجاني طي سالها مسئوليت در مجلس خبرگان و اخلاق كريمانه و سعه ي صدرشان در رابطه با آيه الله مهدوي كني، براي ايشان كه داراي سوابق درخشاني در عرصه ي علم و عمل ميباشند؛ در سنگر رياست خبرگان آرزوي توفيق داريم.

در پايان، ياد و خاطرهي امام بزرگوار، يادگاران امام و مرحوم دكتر بروجردي داماد ايشان و شهداي انقلاب اسلامي و همه ي شهيدان جنبش بيدارگرايي اسلامي را گرامي داشته و مسلمانان منطقه را به پاسداري از اين خونهاي گرانبها توصيه مينماييم.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين و نسأله أن يعجل في فرج مولانا صاحب الزمان(عج)


مجلس خبرگان رهبري

18/12/89